آنچه تئوری تغییر پروتئین نشان می دهد این است که بدن انسان می تواند به مقدار معینی از پروتئین عادت کند و برای تحریک بیشتر آنابولیسم پروتئین اضافی مورد نیاز خواهد بود. هنگام بحث در مورد مصرف پروتئین ، به سادگی نمی توان گرم در هر کیلوگرم در روز را مقایسه کرد. تغییر در مصرف پایه باید در نظر گرفته شود. به عنوان مثال ، بیایید بگوییم ما دو بدنساز کاملاً یکسان داریم که هر دو وزن آنها 200 پوند است. اولین بدنساز ما روزانه 200 گرم پروتئین مصرف کرده است. دومین بدنساز ما روزانه 275 گرم پروتئین دریافت کرده است. حال بیایید فرض کنیم که اولین بدنساز ما میزان مصرف پروتئین وی را به 275 گرم در روز افزایش می دهد. بدنساز دوم ما پروتئین خود را به همان میزان 275 گرم در روز نگه می دارد. همانطور که در زیر می بینید ، دو بدنساز یکسان ما اکنون در حال مصرف پروتئین یکسان هستند. تفاوت اصلی این است که در افزایش درصد اختلاف وجود دارد ، و تئوری تغییر پروتئین به ما می گوید که این مهم است. میزان مصرف پایه تنظیم شده افزایش مصرف٪
بدنساز شماره 1 - 200 گرم 275 گرم 37.5٪
بدنساز شماره 2 - 275 گرم 275 گرم 0٪
حتی اگر این دو بدنساز از هر نظر کاملاً یکسان هستند و به همان میزان پروتئین مصرف می کنند ، بدنساز که بیشترین افزایش را داشت به احتمال زیاد اکنون با سرعت بیشتری شروع به رشد می کند. در مورد این مثال یک نکته وجود دارد. در حالی که احتمالاً اولین بدنساز ما با سرعت بیشتری شروع به رشد خواهد کرد ، این برای همیشه دوام نخواهد داشت. بدن سرانجام شروع به سازگاری با پروتئین بیشتری می کند و سرعت آنابولیسم کاهش می یابد. این توضیح می دهد که چگونه افراد می توانند پروتئین مشابه دریافت کنند ، اما در دوره زمانی مختلف رشد متفاوتی دارند. تئوری تغییر پروتئین سازگاری متابولیک را در بهترین حالت خود نشان می دهد. 
سازگاری متابولیک
متابولیسم انسان تعداد زیادی از واکنشهای شیمیایی در بدن است و بسیار پیچیده است. نظریه تغییر پروتئین نیاز به این دارد كه ما در هنگام تعیین بهینه پروتئین ، سازگاری متابولیك را در نظر بگیریم. در مقاله ها و فیلم های قبلی من در مورد سازگاری متابولیک و چگونگی ارتباط آن با از دست دادن چربی بحث کرده ام ، اما این سازگاری های متابولیکی نیز یک عامل تعیین کننده در رشد عضلات و جذب پروتئین ها نیز هستند. بدن همواره بدون توجه به شرایط ، به دنبال هموستاز است. نکته ای که افراد بسیار کمی در آن فکر می کنند این است که متابولیسم انسان استاتیک نیست. موارد زیادی وجود دارد که بر متابولیسم تأثیر می گذارد مانند کنترل قد ، سن ، جنس و هورمونهای خاص. مواردی که ما می توانیم از جمله کالری / ریز مغذی ، فعالیت بدنی و وزن بدن / توده بد چربی بدن را کنترل کنیم باعث می شود بدن تغییراتی در میزان متابولیک ایجاد کند تا به تعادل برسد. به نظر می رسد نظر مشترک بدن انسان این است که تقریباً شبیه به بانکی است که کالری را واریز می کنیم و آنها را پس می گیریم. استدلال معمولی "کالری در مقابل کالری خارج" برای از بین رفتن چربی و رشد ماهیچه ها نمونه ای کاملی از این دیدگاه است ، توضیح می دهد که برای کاهش وزن باید کالری بیشتری از آنچه مصرف می کنیم صرف کنیم و باید کالری بیشتری را نسبت به آنچه برای افزایش وزن مصرف می کنیم مصرف کنیم. . حقیقت این است که این تنها بخشی از تصویر است. بدن انسان کمتر شبیه به یک بانک و بیشتر شبیه به بورس است. ما می توانیم واریز و برداشت کنیم ، اما بازار همیشه مطابق با آن در نوسان است و نسبت به آنچه وارد شده است و آنچه بیرون می آید ، واکنش نشان می دهد. ما نیز مانند بورس کالا ، باید وضعیت بازار را قبل از اینکه مشخص کنیم چه چیزی را وارد خواهیم کرد و بیرون خواهیم گرفت ، در نظر بگیریم. بسیاری از مردم هنوز هم کاملاً نمی توانند درک کنند که پروتئین چگونه می تواند تحت تأثیر تنظیمات متابولیک بدن قرار گیرد. اعتقاد رایج در مورد مصرف پروتئین این است که شما به سادگی باید اطمینان حاصل کنید که اسیدهای آمینه کافی برای بدن در ساخت ماهیچه ها وجود دارد. در حالی که این درست است ، کل داستان پروتئین نیست ، و نقش بسیار زیادی در نقش اسیدهای آمینه و پروتئین ها در بدن دارد. پروتئین و اسیدهای آمینه به عنوان مولکولهای سیگنالینگ
در حال حاضر همه ما آن را میلیون بار شنیده ایم. پروتئین ها از اسیدهای آمینه تشکیل شده اند و اسیدهای آمینه ساختارهای بافت عضلانی و غیره و غیره هستند. من آن سطر را یک میلیون بار در مجلات و مقالات خوانده ام. این معمولاً جایی است که اطلاعات مربوط به اسیدهای آمینه در بیشتر مقالات متوقف می شود. این همان چیزی است که به بسیاری از افراد این ایده را می دهد که مقدار جادویی پروتئین وجود دارد که کافی یا بهینه باشد. اگر اسیدهای آمینه فقط به عنوان بستر مورد استفاده قرار گیرند ، می توان